حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2039

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

سوار بسردارى ، آتنه « 1 » نام ، داده گفت ، بر اعراب مزبور ناگهان بتازد و دارائى آنها را تصرّف كند . ديودور در اينجا بدوا اطّلاعاتى راجع به اين اعراب و مساكن و وضع زندگانى آنها ميدهد ، كه قابل توجه است . مورّخ مذكور گويد ( كتاب 19 ، بند 94 ) : اعراب نبطى در كويرهائى زندگانى ميكنند و اسم وطن خود را بمحل‌هائى ميدهند ، كه در آنجاها نه خانه‌اى ديده مىشود ، نه رودى و نه چشمه‌اى ، كه آب فراوانى بقشون دشمن بدهد . موافق قانونى هر عرب نبطى بايد از بنا كردن خانه و بذر افشانى و كاشتن درخت‌هاى مثمر و خوردن شراب امتناع ورزد و هركس بر خلاف اين قانون رفتار كند ، مستحقّ اعدام است . نبطىها اين قانون را مجرى ميدارند و معتقدند ، كه هركس اين احتياجات را براى خود ايجاد كند ، بنده اشخاصى مىشود ، كه اين حوائج او را برآورند . شغل اينها تربيت شتر و گوسفند است و در كويرها زندگانى ميكنند . تمام اعراب زندگانى بدوى دارند ، ولى انباط ، كه عدّه‌شان از 10000 نفر تجاوز نميكند ، غنىتر از اعراب ديگرند ، زيرا تجّارى ، كه از عربستان خوش بخت ( عربستان جنوبى ) مال التّجاره حمل ميكنند ، كندر و مرّمكّى و عطريّات گرانبها به نبطىها ميفروشند و آنها اين امتعه را در سواحل دريا به فروش ميرسانند . انباط باستقلال خودشان بسيار علاقه‌مندند و هرگاه دشمنى بولايت آنها نزديك شود ، بكويرها فرار ميكنند ، چنان كه بقلعه‌اى پناه برند . اين كويرها فاقد همه چيز است و كسى غير از خود انباط به اين جاها دست‌رسى ندارد . در اين كويرها انباط آب انبارهائى ساخته درش را گرفته‌اند ، چنان كه بجز خودشان كسى از اين آب انبارها اطلاعى ندارد و خودشانهم در مواقع لزوم موافق علاماتى مىتوانند اين محل‌ّها را يافته خود و حشمشان را سيراب كنند . غذاى اين اعراب گوشت است و شير و چيزى ، كه بطور طبيعى زمين به عمل ميآورد . يك نوع درخت فلفل در مملكتشان ميرويد و عسل وحشى زياد دارند و آن را با آب مخلوط كرده ميآشامند . پس از آن ديودور چنين گويد : روز عيدى نزديك شد و انباط عازم گشتند به جائى ، كه محل اجتماع

--> ( 1 ) - Athenee .